1- دیروز عصر در دفتر روزنامه مشغول دریافت اخبار مربوط به انتخابات بودیم كه سیاوش سعادتیان، از برنامه خبرها و نظرهای تلویزیون فارسی صدای آمریكا تماس گرفت و درخواست كرد تا درباره برگزاری انتخابات مجلس هشتم با او گفتوگویی داشته باشم. این مصاحبه كه در ساعات پایانی برگزاری انتخابات مجلس هشتم پخش شد را میتوانید اینجا مشاهده كنید.
2- ویژه نامه پایان سال روزنامه كارگزاران شنبه منتشر شد. با توجه به اینكه هنوز سه ماه هم از انتشار دور جدید روزنامه نگذشته، میتوان ادعا كرد كه حاصل كار قابل قبول است. در این ویژه نامه آثار و نوشتاری متعدد از اشخاصی مانند ناصر فكوهی، عباس میلانی، محمد طبیبیان، مراد فرهادپور، علیرضا رجایی، محمدرضا تاجیك، بهروز هادی زنوز، مازیار بهروز، محمدعلی همایون كاتوزیان، علی میرسپاسی، محسن صفایی فراهانی، تقی رحمانی، حسین عبده تبریزی، لوریس چكناواریان، غلامعباس توسلی، مسعود نیلی و بسیاری دیگر به چاپ رسیده است.
همانگونه كه از اسامی فوق مشخص است در تدوین این ویژه نامه سعی شده تا به جای تكیه صرف به نامهای بزرگ و نگاه كمیتی به مسئله، كاملا به جنبه كیفی بحث توجه شود.
در ویژه نامه نوروز سال 87 روزنامه كارگزاران همچنین میتوانید گزارش تحلیلی بنده كه درباره حذف روحانیت سنتی جریان راست از رهبری این جریان توسط روحانیت جدید و بدنه آن نگاشته شده را نیز مطالعه كنید. عنوان پیشنهادی خودم برای این مطلب روحانیت زدایی روحانیت بود كه در چاپ به محافظهكاری منهای روحانیت تغییر كرد.
توصیه میكنم حتما این ویژه نامه را تهیه و مطالعه كنید. ضمن آنكه به هیچ عنوان ویژه نامه پایان سال نشریه شهروند امروز كه واقعا كار متفاوت و فوقالعادهای است را هم از دست ندهید.
پ.ن: این روزها در برخی محافل شایعه شده كه بنده دیگر در عضویت جبهه مشاركت قرار ندارم. اگرچه شخصا از دلایل و نیت منتشران این شایعه كاملا آگاه هستم اما تاكید میكنم كه این خبر كاملا و از اساس كذب است و بنده كماكان عضوی از اعضای جبهه مشاركت ایران اسلامی هستم.
احمدینژاد: ایران مانند یك كانون جوشان نور در عالم میدرخشد
پرسش كلیدی: مگر نور هم میجوشد؟؟؟!!!
پ.ن: اگر پاسخ به این پرسش مثبت است، هیچكدام از دوستان از درجه حرارتی كه نور در آن به جوش میآید، اطلاعی دارد؟!
1- نباید در انتخابات مجلس هشتم شرکت کرد. این اعتقادی است که از روز اول اعلام نتایج بررسی صلاحیتها توسط هیاتهای اجرایی منتخب وزارت کشور داشتهام. اصلی ترین استدلال من در اثبات این نظر نیز این بوده که اکثریت قریب به اتفاق کاندیداهایی که در نهایت قرار است به عنوان نامزدهای اصلاحطلب در انتخابات مجلس هشتم شرکت کنند، با معیارهای حداقلی شخصی من درباره اصلاحطلبی نیز سازگاری ندارند. نگاهی کوتاه به اسامی حاضر در فهرست ائتلاف اصلاحطلبان این مسئله را به روشنی هرچه تمامتر اثبات میکند.
از سوی دیگر از آغاز معتقد بودم اقتدارگرایان پروژهای دو مرحلهای برای ممانعت از ورود اصلاحطلبان به مجلس دارند. مرحله اول این پروژه که شامل ردصلاحیت فلهای و تاییدصلاحیت قطره چکانی بود با هدف حذف کاندیداهای طیف پیشروی اصلاحات و تایید ذرهای برخی داوطلبان موسوم به اصلاحطلب که خطری را متوجه برنامهها و سیاستهای اقتدارگرایان نمیسازند، اجرایی شد تا این جریان برای شرکت در انتخابات و ارائه لیست مردد شود و در نهایت برای جلوگیری از تفرقه درونی اقدام به شرکت در انتخابات کند.
به این صورت هم اصلاحطلبان امتحان پس داده از حضور در انتخابات محروم میشوند و هم کلیت این جریان با توجه به انتظاری که از آنها میرفت (و مشخص شد که انتظار صحیحی هم بود) با پیشه نمودن انواع و اقسام ملاحظات و مصلحت سنجیها، بر طبل شرکت در انتخابات میکوبد و بدین شکل، آنچه کانون قدرت از آن هراس دارد یعنی تحریم انتخابات توسط نیروهای درون نظام هم شکل عملی به خود نخواهد گرفت.
مرحله دوم پروژه اما در هنگام شمارش آرا اجرایی میشود که در آنجا به علت یکدستی نهادهای اجرایی و نظارتی، آرای درصد عمدهای از کاندیداهای اصلاحطلب که رای اکثریت مردم حوزه انتخابیه خود را به دست آوردهاند، به راحتی هرچه تمامتر خوانده نمیشود تا این جریان هرگز نتواند از فراکسیونی که از نظر کیفی و کمی میتوان از آن به عنوان اقلیتی قدرتمند در مجلس آینده ذکر کرد، برخوردار باشد. مشابه این تاکتیک در انتخابات اخیر شوراها توسط اقتدارگرایان استفاده شد و البته جواب نیز داد.
2- از هنگامی که نظریه تحریم انتخابات مجلس هشتم را مطرح کردم و البته از مدتها پیش از آن (به طور خاص از زمانی که شروع به وبلاگنویسی کردم)، شاهد طرح مسائل و مباحث متعددی درباره خودم بودم که البته از بسیاری لحاظ مسبوق به سابقه بودند.
این واکنشها عمدتا از جانب دو جریان مطرح میشد؛ جریان اول آن دسته از افرادی هستند که کانهو قاضی مرتضوی ذره بین به دست گرفتهاند و بوی خاک را در جستجوی ریزترین نکتهای که بتوانند در برخی مکانها از آن علیه بنده استفاده نمایند، زیرورو میکنند. این دسته را به دلیل بیاهمیتی به خودشان واگذاردهام.
دسته دوم اما دوستانی بودند که از سر لطف و رفاقت، جامه نقد منصفانه به تن کرده و به ذکر مواردی که از نظر ایشان در تحلیلهای من لحاظ نشده بود، پرداختند. بی هیچ تعارفی اذعان دارم آنچه امروز بدان رسیدهام تا حد فراوانی مرهون و مدیون این رفیقان شفیق است.
3- مصطفی تاجزاده، رئیس ستاد انتخابات جبهه مشارکت، چند روز پیش در جمعی در پاسخ به این پرسش که در صورت بروز اختلافات جدی درون تشکیلاتی در یک حزب سیاسی بر سر موضعی کلیدی، تکلیف بیان نظرات متفاوت و گاه متناقض اعضای آن چگونه است؟ تصریح کرد که اظهارنظر در این موارد کاملا آزاد است اما زمانی که تصمیم نهایی تشکیلات اتخاذ شد، تمام اعضاء موظف به تبعیت از آن و یا حداقل دوری از هرگونه فعالیت تبلیغاتی و سیاسی علیه آن هستند. این اظهارنظر صریح او پاسخی قاطعانه و پایانی صریح بود بر خودشیرینانی که تنها راه اثبات خویش را در نفی دیگران میبینند.
از سوی دیگر به خاطر میآورم در ایام جانکاه پس از انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری، دکتر علیرضا علویتبار که از اعضای کلیدی شورای سیاست گذاری ستاد انتخاباتی دکتر معین بود، در یکی دیگر از مجامعی که ذکرش رفت برای نخستین بار اذعان کرد که قاطعانه با شرکت در انتخابات مخالف بوده اما پس از آنکه مشاهده کرده تمامی یارانش به حضور در انتخابات اصرار دارند، او نیز به تبع جمع یاران بر این روال عمل کرده است.
4- با توجه به مسائلی که ذکر شد و درحالیکه کماکان تمام استدلالات منطقیم بر لزوم تحریم انتخابات قرار دارند؛ ضمن تاکید مجدد بر نقدهای ساختاری که به عملکرد ستاد ائتلاف اصلاحطلبان و مجموعه این جریان در انتخابات مجلس هشتم وارد میدانم و نیز اعلام خطر نسبت به استحاله درونی جنبش اصلاحطلبی ملت ایران به دست منافقانی که جامه اصلاحطلبی به ریا بر تن کردهاند از یک سو و ناکاربلدانی که اگرچه نیت خیر دارند اما در این مسیر دشوار، حقیقت را فدای مصلحت سنجیهای نابهجای خود نمودهاند از سوی دیگر و در عین اطمینان از بیهوده بودن تلاشها برای برخورداری از اکثریت مجلس هشتم، حال که مجموعه اصلاحطلبان و به خصوص احزابی مانند جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب و نیز اکثر دوستان وبلاگ نویس و روزنامه نگارم اگرچه با اکراه و درد اما به ناچار قصد شرکت در انتخابات پیش رو را دارند، به عنوان فردی که علیرغم نقدهای موجود، خود را به هر حال متعلق به جنبش اصلاحات و جزئی از آن میدانم، حمایت خود از ائتلاف اصلاحطلبان در انتخابات مجلس هشتم را اعلام کرده و از این پس به سان تمام انتخابات گذشته از دوستان، آشنایان و نزدیکان خود درخواست میکنم تا در انتخابات 24 اسفند شرکت کرده و به فهرست ائتلاف اصلاحطلبان رای دهند. اما درعینحال تاکید میکنم این تغییر تفکر به معنی بازگشت از نگاهی که به انتخابات پیش رو دارم و ارائه چک سفید امضا به اصلاحطلبانی که این روزها تنها خاطرهای نوستالژیک از این نام را یدک میکشند، نیست.
کما اینکه این برای نخستین بار خواهد بود که هیچ نقدی را به تحریمیان انتخابات وارد نمیدانم.
مرتبط:
من رای می دهم - کریم ارغنده پور
بیانیه تحلیلی جبهه مشارکت درباره دلایل شرکت در انتخابات ناعادلانه مجلس هشتم
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی: تنها برای مقابله با اقتدارگرایان در انتخابات شرکت می کنیم
معرفی کاندیداهای ائتلاف اصلاح طلبان تهران
کاندیداهای مورد حمایت ائتلاف اصلاح طلبان در سراسر کشور
حمایت هنرمندان و سینماگران برجسته کشور از نامزدهای اصلاح طلبان
نشست پرسش و پاسخ وبلاگ نویسان با کاندیداهای اصلاح طلب
به احترام خرد جمعی - مصطفی رسته مقدم
مطلب را به بالاترین بفرستید:
گل خاتون یك گاو شیری است. او در مزرعه صاحبش كه در استان گلستان قرار دارد روزانه 161 تا 185 لیتر شیر تولید میكند. گل خاتون برای داشتن این خروجی 6 بار!!! در روز دوشش میشود.
گل خاتون تاكنون ۵ گوساله به دنیا آورده كه دو راس از آنها نر و سه راس ماده بوده و كارشناسان معاونت امور دام سازمان جهاد كشاورزی استان گلستان، شناسنامه گاو دورگ یا آمیخته برای این گاو صادر كردهاند. لذا با توجه به اهمیت موضوع، این معاونت با همكاری سایر مراكز تحقیقاتی در فكر بهرهبرداری ویژه از پتانسیلهای ژنتیكی این گاو برای نسلهای آینده هستند.
گل خاتون در اواخر آذر ماه سال جاری گوساله نری را به دنیا آورد و بعد از آن تاریخ، تولید شیرش به شكل فوقالعادهای افزایش یافت. جالب اینكه این گاو بعد از چهارمین زایش نیز این روند افزایش تولید را نشان داد و اوج تولید ۱۰۴ لیتری در یك بار دوشش هم ركورد او بوده است.
اهمیت تولید شیر گل خاتون وقتی روشنتر میشود كه بدانیم در حال حاضر بهترین گاوهای موجود در ایران بیشینه تولید حدود 60 تا 70 لیتر را نشان میدهند كه این گاوها نیز تعداد محدودی هستند، ولی یك چنین تولیدی با توجه به شرایط معمول در گاوداریهای موجود نه تنها در كشور ما بلكه در جهان بیسابقه است.
این خبر را وزارت جهاد كشاورزی اعلام كرده است با این حال به نظر میآید مسئولان این وزارتخانه در تنظیم خبر فراموش كردهاند كه واحد تولید شیر لیتر است نه كیلوگرم.
احتمال: بدون شك، هیچكدام ما تحت هیچ شرایطی حاضر نبودیم جای گل خاتون باشیم.
فهرست فعلا 23 نفره ائتلاف اصلاحطلبان در تهران نهایی شد. در این لیست نام افرادی مانند مجید انصاری، اسحاق جهانگیری، رضا امراللهی، سیدمحمود دعایی، علیرضا رحیمی، اسدالله كیانارثی، محمد صدر، نجفقلی حبیبی، سهیلا جلودارزاده، نرگس كریمی، فاطمه تندگویان، الهه راستگو، محمد اشرفیاصفهانی، علیرضا محجوب، جواد اطاعت، عجایبی، حسن خلیلآبادی و سیدكامل تقوینژاد به چشم میخورد. (رضا امراللهی بعدا از شركت در انتخابات انصراف داد)
نام برخی افراد حاضر در فهرست ائتلاف اصلاحطلبان برای نخستین بار در مطبوعات و رسانهها منتشر شده است و تاكنون به گوش كسی نرسیده بود. ضمن آنكه قرار داشتن نام برخی افراد در این فهرست، نشان دهنده عمل نكردن مسئولان ستاد ائتلاف به وعده و شرط قبلی خود برای وارد نمودن نام افراد در لیست مورد حمایت این ستاد است.
گفتنی است عبدالله ناصری سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاحطلبان پیش از این عنوان كرده بود یكی از شروط قرار گرفتن نام افراد در لیست ائتلاف اصلاحطلبان، عدم موضع گیری پیشین علیه ستاد ائتلاف و اصلاحطلبان است؛ درحالیكه در لیست منتشر شده، اشخاصی وجود دارند كه به موضع گیری و تهمت زدن علیه اصلاحطلبان شهره هستند.
در این لیست حتی یك نماینده از جبهه مشاركت و سازمان مجاهدین انقلاب به عنوان اصلی ترین احزاب اصلاحطلب به چشم نمیخورد. همچنین از میان نمایندگان اصلاحطلب تهران در مجلس ششم تنها نام مجید انصاری در این فهرست وجود دارد.
قرار است تا در صورت تایید صلاحیت احتمالی برخی دیگر از كاندیداهای به ظاهر اصلاحطلب توسط شورای نگهبان طی روزهای آینده، اسامی آنها نیز به این فهرست اضافه شود تا لیست فوق تكمیلتر شود.
آنچه در تنظیم فهرست انتخاباتی اصلاحطلبان به شدت رخ مینمایاند، انفعال و وادادگی محیرالعقول سران و تصمیم گیران این ائتلاف است كه دلیل آن به هیچ عنوان مشخص نیست.
بدیهی است این نوع لیست دادن هیچ رابطهای با نحوه حضور اصلاحطلبان در انتخابات كه قرار بود معترضانه باشد، ندارد.
شخصا تحت هیچ شرایطی به این فهرست رای نخواهم داد.
به درستی بیان میشود كه در حرفه روزنامه نگاری و فعالیت رسانهای، یك عكس خبری گاه گویاتر از هر خبر و گزارشی است. همه ما قطعا موارد فراوانی از عكسهایی كه به بهترین نحو این اصل را اثبات كردهاند در ذهن داریم. مواقعی كه یك عكس با تو حرف میزند و بدون حتی یك كلمه یا واژه كه در كنار آن خودنمایی كند، دنیایی از مفاهیم و پیغامها را به مخاطب منتقل میكند. دراینگونه موارد است كه یك تیتر یا توضیح مرتبط با عكس میتواند تاثیرگذاری و میزان نفوذ آن را تا چندین برابر افزایش دهد و به بهترین و كاملترین صورت ممكن، پیام صاحبان آن رسانه خاص را به خواننده یا بیننده القا كند. به خصوص آنگاه كه آن عكس و تیتر به درشتترین صورت ممكن در صفحه اول روزنامهتان خودنمایی كند.
عكس زیر كه آرش خاموشی، عكاس چیره دست ایسنا از میزگرد سیاسی به كجا چنین شتابان در دانشگاه تهران گرفته از آن دسته از عكسهاست كه وصف آن در بالا رفت.

در این عكس محمدرضا باهنر نایب رئیس مجلس هفتم و دبیركل جامعه اسلامی مهندسین كه پیش از این ادامه حیات نمایندگان مجلس ششم را به لطف حكومت دانسته بود و روحالله حسینیان كاندیدای انتخابات مجلس هشتم و مشاور امنیتی احمدینژاد كه عبارت مشهور ما خودمان روزی قاتل بودیم را در كارنامه خود دارد؛ به همراه رسول منتجبنیا و جواد اطاعت دو تن از اعضای ارشد حزب اعتمادملی و نزدیكان كروبی در حال سر دادن قهقههای مستانه هستند. این عكس گویا آنگاه جذابتر می شود كه به تیتر یك روزنامه اعتمادملی در روز ششم ماه جاری توجه كنیم كه در بالای عكس فوق به نقل از مدیر اجرایی ستاد انتخابات حزب اعتمادملی درج شده است: اعتمادملی برای 55 درصد كرسیها نامزد دارد
بخندید و قهقهه سر دهید! به ریش ما و آن اصلاحطلبانی كه تقریبا هیچ كاندیدایی برای شركت در انتخابات ندارند اما هنوز در توهم اعتماد به شما به سر میبرند. قهقهه سر دهید به حال آن اصلاحاتی كه شیختان مدعی پرچمداری آن است؛ بخندید...
مفهوم حقوق شهروندی از هر زاویه ای که بررسی شود، دارای مولفه ها و مشخصات ثابتی است که در هر جامعه و فرهنگی، عناصر واحد و یکسانی دارد. قصد بررسی و بازگویی اصول حقوق شهروندی را برای دوستان ندارم زیرا آگاهم که خوانندگان این سطور بسیار بهتر از نگارنده با جزئیات این مفهوم آشنا هستند.
اما بر خود لازم دیدم به بهانه سخنان اخیر آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران در جمع اعضای مجلس خبرگان رهبری و تاکید ایشان بر لزوم رعایت حقوق عمومی اقلیتی که حتی اصول نظام و انقلاب را قبول ندارند، نکاتی را متذکر شوم.
1- یکی از ابتدایی ترین حقوق هر اقلیتی در نظام های سیاسی دموکراتیک، حق آزادی بیان و نقد اکثریت و حاکمان است. این اصل از آن درجه از اهمیت برخوردار است که نظریه پردازان سیاسی تقریبا به شکل متفق القول معتقد هستند نظامی که بر پایه رای اکثریت شکل گرفته و تداوم داشته باشد، مادام که حقوق و آزادی های اقلیت در آن سرکوب شود، به هیچ روی دموکراتیک نیست.
از این منظر، میزان دموکراتیک بودن یک حکومت آن است که اقلیت یا اقلیت های حاضر در آن به صورت برابر و بدون تبعیض، امکان بهره بردن از امکانات عمومی برای دستیابی به قدرت را داشته باشند.
بنابراین، هنگامی که جامعه یا حکومت به بهانه های مختلف مانع بیان نظرات و فعالیت منتقدان خود (که ممکن است در اقلیت قرار داشته باشند) می شود و از گردش مسالمت آمیز قدرت جلوگیری می کند، نمی تواند ادعای رعایت اصول و قواعد رقابت دموکراتیک را داشته باشد.
2- انتخابات در تمام جوامع بهترین زمان و فرصت برای خودنمایی احزاب و گروه های سیاسی و اشخاصی است که می خواهند شانس خود برای رسیدن به قدرت را به بوته آزمایش بگذارند. در هر انتخاباتی عموما دو اتفاق عمده رخ می دهد؛ اول آنکه داوطلبان و احزاب برنامه های خود را در معرض افکار عمومی قرار می دهند تا بتوانند نظر آنها را در حمایت از خود جلب کنند و دوم اینکه مردم با کنکاش در این برنامه ها و سوابق داوطلبان انتخاباتی، تصمیم می گیرند که در روز انتخابات کدام یک از آنها را برگزینند.
بدیهی است شرط لازم و کافی برای طی دموکراتیک این روند، وجود اصل آزادی در تمام مراحل آن است. به عبارت روشنتر تمام آنهایی که فعالیت سیاسی در چارچوب حاکم را پذیرفته اند (و کاندیداتوری آنها در انتخابات این مسئله را اثبات می کند) باید بتوانند آزادانه، بدون هرگونه محدودیت و با استفاده از تمام فرصت ها و ابزار موجود، نظرات و برنامه های خود را به مردم ارائه کنند.
از این رو، تمام آحاد یک جامعه ضمن آنکه حق دارند در انتخابات مختلف کاندیدا شوند، در عین حال حق دارند تا در صورت داوطلب نشدن، به کاندیداهایی که بیشترین قرابت را با افکار و عقاید آنها دارند، رای بدهند. بنابراین، ردصلاحیت داوطلبان شرکت در انتخابات نه تنها تضییع حق طبیعی کاندیداها است بلکه این مسئله، حق مردمی که باید آگاهانه و آزادانه، کاندیدای مورد علاقه خود را انتخاب کنند نیز ضایع می کند.
3- انتخابات تنها یک مثال درباره جنبه های مختلف حقوق عمومی و شهروندی است. ناگفته پیداست که این حوزه مسائلی بسیار فراتر و گسترده تر از انتخابات را هم دربر می گیرد. به تحقیق می توان اعلامیه جهانی حقوق بشر را بهترین سند در این خصوص دانست.
4- پذیرش علم به موارد فوق است که باعث می شود انتظارات از رهبر محترم جمهوری اسلامی، بسیار فراتر از اظهارنظر در باب لزوم رعایت حقوق شهروندی باشد. حال که ایشان خود بر این مسئله مهم و کلیدی انگشت گذارده اند، ضروری است تا آنگونه که خود و البته فعالان و مدافعان حقوق بشر می دانند نسبت به فراهم نمودن و نهادینه کردن زمینه های قانونی و فرهنگی لازم برای رعایت دائمی حقوق شهروندی و حقوق بشر در ایران اقدام کنند تا از پس آن روند نقض حقوق اولیه شهروندی و بشر در کشورمان برای همیشه پایان پذیرد.
اگر فرض بگیریم حضرت حافظ در هنگام سرودن بیت زیبا و عمیق:
من ملك بودم و فردوس برین جایم بود آدم آورد به این دیر خراب آبادم
از ارتباطات یا بهتر بگویم احساسات ماورایی خود به نحو احسن و حداكثری استفاده كرده بود، مطلوب است پاسخ این پرسشها:
فردوس جای ما نبود یا جای آدم؟!
خراب آباد جای آدم بود یا جای ما؟!
آدمیان تا كی باید تاوان آدم را پس بدهند؟!
بالاخره آن سیب كذایی را آدم چید یا حوا؟!
روزنامه نگاری (حتی به شكل پاستوریزه آن) سرشار از حاشیه است. در این میان، گفتوگو با شخصی مانند علی فلاحیان میتواند این حواشی را بارها بیشتر از شرایط عادی كند. پس از انتشار ناقص گفتوگویم با وزیر اسبق اطلاعات در كارگزاران، طی چند روز گذشته مباحث جنجالی زیادی دامنم را گرفت كه ابتدا به ساكن سعی كردم از ورود به آنها خودداری كنم اما با بالا گرفتن كار چارهای جز آن ندیدم كه متن كامل مصاحبه فوق را در اینجا منتشر كنم تنها با این هدف كه ماجرا ختم بخیر شود.
چوب حمایت از هاشمی را میخورم
علی فلاحیان: من را با خلخالی مقایسه نكنید
گذر سه سال از عمر دولت نهم كافی بود تا «علی فلاحیان» هم به جرگه منتقدان جدی دولت «محمود احمدینژاد» بپیوندد. این البته ادعایی است كه خود او دارد و به استناد همان هم مدعی میشود كه نام وی در فهرست جبهه متحد اصولگرایی در شهر مشهد قرار نگرفته است. با این حال، این تنها ادعای وزیر اسبق اطلاعات در این خصوص نیست بلكه او توجیه جالب توجه دیگری هم درباره حذف نامش از فهرست جبهه متحد اصولگرایان در مشهد دارد: بنویسید فلاحیان چوب حمایت از هاشمی را میخورد. البته این موضوع نه تنها باعث كنارهگیری یا انفعال فلاحیان از عرصه انتخابات مجلس هشتم نشد بلكه او را ترغیب كرد تا محوریت جریانی جدید در دل اصولگرایان با عنوان «جبهه اصولگرایی مترقی» را برعهده بگیرد. گفتوگو با مردی كه اصرار دارد نباید او را با صادق خلخالی مقایسه كرد، بخوانید:
دلایل اینكه در لیست نهایی اصولگرایان مشهد قرار نگرفتید را چه میدانید؟
این چند روزه برخی منابع گفتهاند كه چون من در قتلهای زنجیرهای دخالت داشتهام در فهرست جبهه متحد اصولگرایی جا نگرفتم و به همین خاطر من را با آیتالله خلخالی مقایسه كردند؛ با این تفاوت كه گفتند خلخالی وقتی در لیست اصلاحطلبان برای مجلس ششم قرار نگرفت، از انتخابات كنار رفت اما فلاحیان یك جریان جدید راهاندازی كرد. در صورتی كه هم قتلهای زنجیرهای در زمان مسوولیت من در دولت سازندگی رخ نداد و هم نباید من را با خلخالی مقایسه كرد.
خودتان فكر میكنید به چه دلیل با بیمهری جبهه متحد اصولگرایی مواجه شدید؟
من چوب حمایت از آقای هاشمی را میخورم. از وقتی برخی گروهها و اشخاص فهمیدند كه من از مشهد كاندیدای انتخابات شدم، جو تخریبی علیه من راه انداختند و شایعه كردهاند كه آقای هاشمی من را به مشهد فرستادهاند تا بازی را برهم بزنم. در صورتیكه نه شان آقای هاشمی چنین مسئلهای را ایجاب میكند و نه من آدم برهم زدن بازیها هستم.
پس ماجرا چه بوده است؟
ماجرا از این قرار است كه اول قرار نبود آقای فاكر در انتخابات این دوره ثبتنام كنند اما پس از نامنویسی من و آغاز جو تخریبی كه قبلا اشاره كردم، آقای فاكر را مجبور كردند تا بهرغم داشتن بیماری در انتخابات ثبتنام كنند. پس از آن هم پیغام دادند كه به صلاح نیست بیشتر از یك روحانی در لیست اصولگرایان باشد.
آقای صدر (دبیر اجرایی جبهه متحد اصولگرایی) گفتهاند كه مسئله جابهجایی نبوده و شما براساس فرآیندی كه طی شده مورد قبول جبهه متحد نبودهاید.
واقعیت این است كه اگرچه بنده با تاخیر در انتخابات نامنویسی كردم اما نام من جزو 15 نفری كه كاندیداهای نهایی اصولگرایان در مشهد از میان آنها انتخاب میشدند، وجود داشته اما پس از آنكه آقای فاكر را از بستر بیماری بلند كردند و به ایشان گفتند شما باعث وحدت اصولگرایان هستید، یعنی فلاحیان باعث ایجاد اختلاف است! بعد هم كه نام من را خط زدند.
فكر میكنید كدام ضلع از اضلاع جبهه متحد اصولگرایی با نامزدی شما مخالف بود؟
رایحه خوشخدمت نقش اصلی را در این زمینه داشته است. مسوولان در همه جا معمولا سه كار را انجام میدهند؛ اول مسوولان قبل از خود و اقداماتشان را تخریب میكنند تا خودشان را ثابت كنند، دوم اینكه برنامههای قضائی غیرقابل اجرا وعده میدهند و آخر اینكه كارهای خوبی انجام میدهند كه اگر درست اجرا شوند، آن دو نقیصه دیگر به چشم نمیآید.
آیا شخص احمدینژاد هم در این قضیه دخالت داشته است؟
به هر حال، آقای احمدینژاد هر از چند گاهی به آقای هاشمی و حامیان ایشان بند میكنند. البته من هنوز جواب ایشان را ندادهام.
پس معتقدید آنچه درباره دلایل حذف شما توسط دیگران مطرح میشود، صحت ندارد؟
من گناهی جز سالها تلاش و مجاهدت برای تامین امنیت مردم این كشور ندارم، اما برخی افراد، گروهها و محافل تلاش میكنند تا بهگونهای در اذهان مردم تداعی كنند كه من عامل تمام خشونتها در كشورم و هر اتفاقی كه در وزارت اطلاعات دولت اصلاحات افتاد را به من نسبت میدهند.
فكر میكنید به چه علت جبهه متحد اصولگرایی نتوانست وحدت لازم را بین اصولگرایان ایجاد كند؟
انتقاد اصلی به جبهه متحد این است كه معیارهای بررسی و انتخاب نامزدهای نهایی در آن، براساس شایستگی و كارآمدی نبود بلكه بر مبنای سهمخواهی اضلاع درونی آن قرار داشت. وقتی فهرست نهایی براساس سهم احزاب عضو باشد، طبیعی است كه كاندیداهای نهایی در مجموع لیست قوی و باصلاحیتی را تشكیل ندهند.
با این اوصاف، هدف شما از تشكیل جبهه اصولگرایان مترقی چیست؟
ما دو هدف عمده از تشكیل این جبهه داشتیم؛ اول اینكه از چهرههای قوی و كارآمدی كه به دلایل مختلف در لیستهای دیگر اصولگرایان قرار نگرفتند، استفاده كنیم و بعد آنكه انتخابات هر چه پرشورتر و فراگیرتر برگزار شود و تفكر اصولگرایی هم از آنچه اكنون است، فراگیرتر شود. اصولگرایی منحصر به شخص و قشر خاصی نیست و باید آن را گسترش داد.
یعنی لیست شما با لیست دیگر اصولگرایان متفاوت است؟
بله! همینطور است.
پیشبینی شما از تركیب مجلس هشتم چیست؟
من فكر میكنم مردم با مشاهده دعواهای این چند ساله، متوجه شدهاند كه باید به افراد باسابقه، باتجربه و كاری رای بدهند. من مطمئن هستم كه با توجه ویژه امام رضا(ع)، مجلس هشتم، مجلسی كارآمد و باكفایت خواهد بود.
فكر نمیكنید كاندیداتوری شما از مشهد، باعث ناراحتی مردم آبادان شود؟
فكر نكنم! اتفاقا برای اینكه مردم خوب آبادان ناراحت نشوند، من به دامادم گفتم كه در آنجا كاندیدا شود. (میخندد) آبادانیهای عزیز میدانند كه من هر كجا باشم، خدمتگزار آنها هستم.

